محمد مهدى ملايرى

280

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ايران بود . به روايتى يحيى برمكى وزير هارون و به روايتى همين فضل بن سهل وزير مأمون او را از طبرستان به بغداد خواسته و به كار ترجمه و تأليف در علم نجوم گماشته بودند . قبل از اينها هم منجمان بزرگى كه در مركز خلافت بودند مانند نوبخت منجم بزرگ خاندان نوبختى و ما شاء اللّه يكى ديگر از منجمان همين عصر كه در هنگام بناى بغداد مورد مشورت منصور خليفهء عباسى قرار گرفته بودند و ابو سهل پسر نوبخت كه او نيز از منجمان معروف عصر منصور بوده ، و رسالات او در علم نجوم نخستين نوشته‌هاى اين علم در زبان عربى و غالبا ترجمه از فارسى بوده‌اند و بسيارى افراد ديگرى كه نام بعضى از آنها در تواريخ برده شده همه در دورانى از علماى هيأت و نجوم و شايد هم هندسه به شمار مىرفتند كه در اسلام هنوز آشنايى به اين علوم بسيار اندك بود ، و همين‌ها بودند كه پايه‌گذاران اين علوم در اسلام به شمار رفته‌اند و اينها در هيچ‌يك از مدارس يونانى يا يونانى مآب آسياى صغير هم تحصيل نكرده بودند ، بلكه منبع علم و اطلاع آنها همين مراكز ايرانى در مرو و خراسان و طبرستان و جندى شاپور و تيسفون و ساير مراكزى بوده كه شايد هنوز نام بعضى آنها را هم نمىدانيم . بنابراين اگر به قول بعضى محققان « نخستين رياضىدانان اسلامى همچون خوارزمى چيزهايى مىدانستند كه يونانيان قديم از آن آگاه نبودند . » ، آيا به اين علت نبوده كه نخستين دانشمندان اسلامى در علوم يونانى وارث بلافصل يونان نبودند ، بلكه وارث مراكز علمى ايران بودند كه در آنجاها بعضى از علوم يونانى هم مانند علوم ايرانى و هندى در دست دانشمندان ايرانى و غير ايرانى و در نتيجهء آميزش با دانش و بينش ايشان مراحلى از تكامل را پيموده بود ؟ بنابراين دور از حقيقت نخواهد بود اگر بگوييم كه جواب سؤال‌هاى بىجواب ماندهء برخى از محققان و همچنين حلقه‌هاى مفقودهء بعضى ديگر را مىتوان با تحصيل اطلاعات بيشترى دربارهء مراكز علمى ايران - و از روى آثار آنها در فرهنگ اسلامى - به دست آورد . مطلب ديگرى كه در موضوع سير انديشه و علم در جهان اسلام درخور